مصاحبه با مهدی محمدی؛ بررسی مسیر شغلی و کلیدهای موفقیت
مهدی محمدی مردی که وقتی همهچیز را از دست داد، تازه خودش را پیدا کرد.
مهدی محمدی از آن دسته آدمهایی نیست که مسیر موفقیتش شبیه یک خط صاف و صعودی باشد. زندگی حرفهای او پر از پیچ، سقوط، بازگشت و ساختن دوباره است؛ مسیری که در آن، موفقیت نه با دیدهشدن، بلکه با استمرار، صداقت و ساختن اعتبار شکل گرفت.
او بعد از حدود ۱۱ سال فعالیت حرفهای، تجربه در پروژههای مختلف و عبور از نقشهایی مثل پیمانکار و مدیر پروژه، در سال ۱۳۸۹ تصمیم گرفت شرکت خودش را تأسیس کند. همهچیز شبیه آغاز یک فصل تازه بود؛ فصلی پر از امید، رشد و استقلال. اما این آرامش، خیلی زود به هم ریخت.

روزی که همهچیز ریست شد
سال ۱۳۹۱، یکی از سختترین سالهای زندگی مهدی محمدی بود. درست زمانی که شرکتش درگیر پروژهها و فعالیتهای اجرایی بود و خودش برای دفاع از پایاننامه فوقلیسانس آماده میشد، یک تصمیم اشتباه باعث شد تمام زحمات ۱۱ سالهاش در یک شبانهروز نابود شود.او با حجمی سنگین از بدهی روبهرو شد؛ طوری که انگار کسی دکمه «ریست» زندگیاش را فشرده بود. اما این شکستِ مالی نبود که او را نابود کرد؛بلکه فشار روحی دفاع از پایاننامه در شرایطی که شرکتش نابود شده بود، او را به مرز ناامیدی و سرزنش خود کشاند.
اینجاست که یک سؤال جدی شکل میگیرد:
چطور آدمی که زندگیاش در یک شبانهروز از هم پاشیده، توانست دوباره خودش را بسازد؟
پاسخ این سوال، رازی است که تنها در شنیدن دیالوگهای او در گفت و گو با مهدی محمدی پیدا میشود؛ گفتوگویی از جنس شنیدن شکست هایی که از دل تمام ناامیدی های آن ،او را به مفهوم “پرسونال برندینگ ” رساند.
پرسونال برندینگ؛ شهرت یا اعتبار؟
او به افرادی که علاقه مند به حوزه پرسونال برندینگ هستند توصیه ای به ظاهر کلیشه ای اما تامل برانگیز میکند:
هدف شما از پرسونال برندینگ مشهور شدن است یا معتبر شدن؟
اگر برای مشهور شدن وارد این عرصه میشوید بهتر است وقت خود را زیادی تلف نکرده و با “روسری سر کردن و مسخره بازی در فضای مجازی ” کارتان را شروع کنید و به آن ادامه دهید. اما اگر میخواهید معتبر شوید باید خودتان را آماده برای مسیری بکنید که تمام عمر ادامه دارد و دائم در حال باز تعریف شدن و پردازش است. در این راه شما با چالش ها و خط قرمز هایی رو به رو میشوید که که امروزه بیشتر افراد بدون آنکه بدانند آن هارا زیر پا میگذارند.مهدی محمدی تمامی توصیه های خود را در چارچوب ” کتاب مقدس برند ” معرفی میکند که در آن به بررسی اصول پرسونال برندینگ میپردازد.
فرمول موفقیت
اگر از مهدی محمدی بپرسید راز موفقیت چیست، یک کلمه سه بار تکرار میشود: استمرار، استمرار، استمرار و در ادامه آن فرمولی به ظاهر ساده اما بی رحمانه و واقعی را معرفی میکند:
موفقیت = 1درصد شانس+ 1 درصد توان + 98 درصد استمرار
اما استمرار تا چه زمانی درست است؟ استمرار در مسیر غلط هم جواب میدهد؟ تصور کنید شما در کارتان استمرار داشتید اما آیا وقت و سرمایه خود را وقف مسیر درست کرده اید؟
مهدی محمدی پاسخ این سؤالها را در داشتن یک «فانوس دریایی» میداند؛ نقطهای برای جهتگیری، تصمیمگیری و بازگشت به مسیر درست. اما مسئله اینجاست که فانوس دریایی دقیقا کجاست؟ مشاور؟ کتاب؟ یا چیزی در درون خودمان؟ و بالاخره، چگونه یک نفر میتواند در زمانه ای که همه به دنبال یک شبه موفق شدن هستند، مسیر طولانیِ ۳ تا ۵ ساله برای ساختن برند را طی کند؟
ایستگاه نهایی: اعتماد و صداقت
دستاورد مهم مهدی محمدی، صرفاً ساختن یک نام شناختهشده یا حضور پررنگ در فضای مچازی نیست. او در طول سالها فعالیت، تجربه و عبور از چالشهای سخت، توانسته در صنعت ساختمان به جایگاهی برسد که نامش با اعتبار، اعتماد و تخصص گره خورده است.جایگاهی که در آن، مدیران و کارفرمایان بزرگ نه فقط برای اجرای پروژهها، بلکه برای تصمیمگیریهای حساس، بررسی قراردادها و حل اختلافات حرفهای به او مراجعه میکنند. همین اعتماد باعث شده او امروز فراتر از یک فعال صنعت ساختمان، به عنوان مشاور و داور در کنار پروژهها و تصمیمهای مهم شناخته شود.
به قول او: آدم ها پولشان را از کارهایی که میکنند بدست می آورند و اعتبارشان را از کارهایی که نمیکنند.
بخشی از مکالمه در پادکست هفت:
-هومن فتاحی: دوست دارید یعنی امکانشو دارین در موردش حرف بزنید؟ اتفاقی که افتاد…؟
-مهدی محمدی: اعتماد اضافی به شرکا… شرکت نابود شد و من موندم و یه بخش بزرگی، حجم زیادی بدهی. تا اون مقطع زمانی دیگه هرچی ساخته بودم انگار یه نفر دکمه ریستو زد دیگه و دوباره همه چی از صفر شروع شد. همزمان در بدترین دوره روحی و مالی و اقتصادی، دفاع فوق لیسانسمو داشتم…»
از پایینترین نقطهِ یک شکستِ ویرانگر تا کشف فرمول ۹۸ درصدیِ اعتبار … اگر میخواهید بدانید مهدی محمدی چگونه دکمه پایان زندگیخود را به نقطه عطف تبدیل کرد این پادکست را از دست ندهید.
دیدگاه شما