دو نسل مهندسی در سانو؛ با حضور بهمن حشمتی و محمد دیلمقانی
صنعت ساختمان فقط با بتن، فولاد، نقشه و محاسبات شکل نمیگیرد. پشت هر پروژه موفق، سالها تجربه، تصمیمگیری، مسئولیتپذیری و گاهی فداکاریهای شخصی و حرفهای قرار دارد. در این مسیر، بعضی شرکتها تنها بهعنوان یک مجموعه مهندسی شناخته نمیشوند؛ بلکه بخشی از تاریخ صنعت ساختمان و مهندسی یک کشور هستند.
شرکت مهندسان مشاور سانو یکی از همین مجموعهها است؛ شرکتی با سابقهای چند دههای که بخش مهمی از فعالیت خود را به طراحی سازه، پروژههای صنعتی، پلها، کارخانهها و پروژههای عمرانی اختصاص داده است. در اپیزودگفت و گو با بهمن حشمتی و محمد دیلمقانی در پادکست هفت، دو نسل از مدیران و چهرههای اثرگذار این مجموعه روبهروی یکدیگر قرار گرفتهاند: بهمن حشمتی، از پیشکسوتان مهندسی سازه، و محمد دیلمقانی، نماینده نسل جدید مدیریت در سانو.
این گفتگو فقط درباره تاریخچه یک شرکت یا خاطرات چند پروژه قدیمی نیست. در لایههای مختلف آن میتوان درباره تعهد کاری، نقش استاد راهنما و اهمیت مِنتور در رشد شغلی، اخلاق مهندسی، شروع مسیر شغلی از دوران دانشجویی، مدیریت بحران و انتقال بیننسلی تجربههای ارزشمندی پیدا کرد.
بهمن حشمتی؛ بیش از نیم قرن تعهد به مهندسی
بهمن حشمتی متولد سال ۱۳۳۰ و فارغالتحصیل مقطع فوقلیسانس مهندسی راه و ساختمان از دانشکده فنی دانشگاه تهران است. او فعالیت حرفهای خود را در تیرماه ۱۳۵۳ و به دعوت استادش، مرحوم قالیبافیان، در شرکت سانو آغاز کرد. حشمتی در سالهای ابتدایی فعالیت خود بهعنوان مهندس طراح، روی بیش از ۲۰ پروژه مختلف از جمله پلها و کارخانهها کار کرد.این تجربهها مسیر ورود او به مدیریت پروژههای بزرگتر را هموار کرد. از سال ۱۳۶۱، مسئولیت پروژههایی مانند کتابخانه ملی ایران، تقاطعهای بزرگراه رسالت و مجموعهای از کارخانههای سیمان در داخل و خارج از کشور را بر عهده گرفت. آنچه در روایت حشمتی بیش از فهرست پروژهها به چشم میآید، نگاه او به کار مهندسی است؛ نگاهی که در آن کیفیت، وجدان کاری و رعایت اصول فنی قابل معامله نیستند.

تمرکز حرفهای و تعهد بلندمدت؛ مسیر بهمن حشمتی در مهندسی سازه
یکی از بخشهای قابلتوجه زندگی حرفهای حشمتی، تمرکز بیوقفه او بر پروژههاست. در این گفتگو اشاره میشود که او به دلیل همین تمرکز و فداکاری شغلی، تا ۳۷ سالگی تشکیل خانواده نداد. این موضوع را میتوان از زاویهای گستردهتر بررسی کرد: موفقیت حرفهای معمولاً نتیجه یک تصمیم کوتاهمدت نیست. در بسیاری از مسیرهای تخصصی، فرد باید سالها روی یادگیری، تجربهاندوزی و ساختن اعتبار حرفهای تمرکز کند. این همان چیزی است که امروزه از آن با عنوان کار عمیق یاد میشود؛ توانایی تمرکز طولانیمدت بر یک موضوع مهم، بدون آنکه فرد دائماً درگیر حواسپرتی و تغییر مسیر شود. البته قدرت تمرکز عمیق به معنای نادیده گرفتن همه ابعاد زندگی نیست، اما تجربه افرادی مانند حشمتی نشان میدهد که تخصص واقعی محصول تداوم و وفاداری به مسیر است؛ بینشی عمیق که با هیچ مطالعه یا نرمافزاری جایگزین نمیشود و فقط از دل رویارویی مستقیم با چالشهای فنی پدید میآید.
تعهد مستمر چگونه اعتبار حرفهای میسازد؟
تعهد کاری و اثر مرکب در ابتدای مسیر شاید فقط به معنای انجام درست یک وظیفه باشد، اما در طول زمان اثر بزرگتری ایجاد میکند. هر پروژه، تجربهای تازه به همراه دارد؛ هر تجربه، کیفیت تصمیمگیری را افزایش میدهد و تصمیمهای بهتر، اعتبار حرفهای فرد را تقویت میکنند.
تعهد مستمر به کیفیت و مسئولیتپذیری در انجام وظایف، بهتدریج به تجربه، اعتماد حرفهای و فرصت حضور در پروژههای بزرگتر تبدیل میشود. این مسیر را میتوان به شکل زیر توضیح داد:
- تعهد روزانه به انجام دقیق وظایف، تجربه عملی فرد را افزایش میدهد.
- تجربه بیشتر، کیفیت تحلیل مسئله و تصمیمگیری فنی را بالا میبرد.
- تصمیمهای دقیقتر و مسئولانهتر، اعتماد کارفرما، همکاران و مدیران پروژه را تقویت میکند.
- اعتماد ایجادشده، زمینه حضور فرد در پروژههای مهمتر و مسئولیتهای بزرگتر را فراهم میسازد.
- پروژههای بزرگتر، تجربه و اعتبار بیشتری به همراه دارند.
به این ترتیب، تعهد کاری مانند یک سرمایهگذاری بلندمدت عمل میکند؛ سرمایهای که نتیجه آن معمولاً پس از سالها آشکار میشود.

استاد راهنما و شبکه حرفهای؛ دو مسیر مهم رشد شغلی
بخش دیگری از مسیر حرفهای بهمن حشمتی، به رابطه او با استادش، مرحوم قالیبافیان، مربوط میشود. ورود او به شرکت سانو با دعوت استاد دانشگاهش اتفاق افتاد؛ اتفاقی که نشان میدهد شبکه ارتباطی و رابطه میان استاد و دانشجو چگونه میتواند مسیر زندگی حرفهای یک فرد را تغییر دهد.در بسیاری از رشتههای تخصصی، دانشگاه تنها نقطه شروع است. دانشجو در دانشگاه با مفاهیم علمی آشنا میشود، اما بخش بزرگی از مهارتهای حرفهای در محیط کار، کنار افراد باتجربه و در مواجهه با پروژههای واقعی شکل میگیرد.
استاد راهنما؛ فراتر از آموزش دانشگاهی
یک استاد خوب فقط اطلاعات تخصصی منتقل نمیکند. او میتواند:
- مسیرهای شغلی مناسب را به دانشجو معرفی کند.
- فرصت حضور در پروژههای واقعی را فراهم کند.
- استانداردهای حرفهای و اخلاقی را آموزش دهد.
- اشتباهات رایج ابتدای مسیر را کاهش دهد.
- فرد را با افراد اثرگذار صنعت آشنا کند.
در مورد حشمتی، دعوت استادش به سانو نقطه آغاز مسیری بود که در نهایت به مدیریت پروژههای بزرگ و حضور در جایگاههای مدیریتی این شرکت منتهی شد.
شاگردی در کنار پیشکسوتان
شاگردی کردن در کنار افراد باتجربه، برخلاف تصور برخی افراد، نشانه ضعف نیست. این دوره، میانبُری مطمئن برای درک واقعیتهای ناگفته این حرفه است. فرد جوان با مشاهده تصمیمهای متخصصان، نحوه حل مسئله، شیوه ارتباط با کارفرما و واکنش به بحرانها، دانشی را کسب میکند که در کتابها بهسادگی پیدا نمیشود. در صنعت ساختمان، تجربه میدانی اهمیت ویژهای دارد. یک مهندس جوان ممکن است با نرمافزارها بهخوبی کار کند، اما هنوز با محدودیتهای کارگاه، شرایط اجرایی، فاصله میان نقشه تا واقعیت و پیامدهای یک تصمیم نادرست روبهرو نشده باشد؛ حضوری مستمر در کنار پیشکسوتان، دقیقاً همین شکاف را پر میکند.

اخلاق حرفهای و رعایت استانداردها در مهندسی سازه
یکی از مهمترین مفاهیم مطرحشده در این اپیزود ، وجدان کاری و رعایت دقیق خطوط قرمز فنی است. در مهندسی سازه، برخی تصمیمها ممکن است در کوتاهمدت هزینه یا زمان پروژه را کاهش دهند، اما در بلندمدت ایمنی و کیفیت سازه را تهدید کنند.
برای یک مهندس حرفهای، آییننامهها فقط مجموعهای از دستورالعملهای اداری نیستند. این ضوابط با ایمنی انسانها، دوام ساختمان و مسئولیت اجتماعی مهندس ارتباط دارند. به همین دلیل، عبور نکردن از خطوط قرمز فنی، بخش مهمی از اخلاق حرفهای محسوب میشود.
اعتبار حرفهای چگونه ساخته میشود؟
اعتبار حرفهای با تبلیغات به وجود نمیآید؛ بلکه نتیجه مجموعهای از رفتارهای تکرارشونده است:
- ارائه نظر فنی مستقل و مسئولانه.
- پذیرش مسئولیت تصمیمهای مهندسی.
- رعایت استانداردها حتی در شرایط دشوار.
- حفظ کیفیت در پروژههای کوچک و بزرگ.
- شفافیت در ارتباط با کارفرما و همکاران.
پرهیز از تصمیمهایی که فقط برای کاهش هزینه کوتاهمدت گرفته میشوند.
این رفتارها بهمرور، تصویری قابل اعتماد از فرد یا شرکت ایجاد میکنند. به همین دلیل میتوان گفت اصالت، پایه برندسازی شخصی و سازمانی در صنعت مهندسی است.
کیفیت بهعنوان سرمایه ماندگار
ممکن است یک شرکت با قیمت پایینتر پروژهای را به دست آورد، اما حفظ جایگاه حرفهای در طول چند دهه به چیز دیگری نیاز دارد. کیفیت، درستی محاسبات، رعایت اصول اجرایی و مسئولیتپذیری عواملی هستند که باعث میشوند نام یک شرکت در ذهن کارفرمایان و متخصصان باقی بماند.
در روایت مربوط به سانو، ماندگاری این مجموعه با همین مفاهیم گره خورده است: وجدان کاری، کیفیت و نپذیرفتن راهحلهایی که با اصول فنی در تضاد هستند.

محمد دیلمقانی؛ رشد تدریجی در مسیر مدیریت
محمد دیلمقانی، متولد مهرماه ۱۳۶۰، تحصیلات دانشگاهی خود را در رشتههای مهندسی صنایع و عمران گذرانده است. او فعالیت حرفهای خود را در اواخر سال ۱۳۸۳ و در دوران دانشجویی، با ورود به واحد برنامهریزی و کنترل پروژه شرکت سانو آغاز کرد. شروع فعالیت در دوران دانشجویی یکی از نکات مهم مسیر حرفهای اوست. بسیاری از دانشجویان تصور میکنند باید ابتدا تحصیلات خود را بهطور کامل به پایان برسانند و سپس وارد بازار کار شوند؛ در حالی که حضور زودهنگام در محیط حرفهای میتواند درک فرد از رشته و آینده شغلیاش را عمیقتر کند.
شروع زودهنگام مسیر شغلی
کار کردن در دوران دانشجویی مزایای متعددی دارد:
- فرد با فضای واقعی سازمان آشنا میشود.
- مفاهیم دانشگاهی در پروژههای واقعی معنا پیدا میکنند.
- مهارتهای ارتباطی و کار تیمی زودتر شکل میگیرند.
- دانشجو با نقاط قوت و ضعف خود آشنا میشود.
- مسیر شغلی آینده با آگاهی بیشتری انتخاب میشود.
البته شروع زودهنگام به معنای کنار گذاشتن تحصیل نیست. نقطه مهم، ایجاد تعادل میان یادگیری دانشگاهی و تجربه حرفهای است.

طی کردن پلههای ترقی
دیلمقانی مسیر خود را از واحد برنامهریزی و کنترل پروژه آغاز کرد و بهتدریج مسئولیتهای بیشتری پذیرفت. او پس از سالها حضور در هیئتمدیره، که بخشی از آن با ریاست هیئتمدیره همراه بود، در مسیر انتقال مدیریت بیننسلی به مدیرعاملی سانو رسید.
این مسیر نمونهای از رشد سلسلهمراتبی است؛ رشدی که در آن فرد یکباره به جایگاه مدیریتی نمیرسد، بلکه مرحلهبهمرحله با مسئولیتهای مختلف آشنا میشود. چنین تجربهای به مدیر کمک میکند تصمیمهای خود را فقط از زاویه مدیریت ارشد نبیند، بلکه دشواریهای واحدهای مختلف سازمان را نیز درک کند.
صبر استراتژیک در توسعه شغلی
رشد حرفهای همیشه سریع و خطی نیست. گاهی ممکن است فرد چند سال در یک جایگاه باقی بماند، اما در همان مدت دانش، شبکه ارتباطی و توانایی حل مسئله خود را افزایش دهد. صبر استراتژیک با منفعل بودن تفاوت دارد. فردی که صبر استراتژیک دارد، در هر مرحله تلاش میکند مهارت تازهای یاد بگیرد، مسئولیت بیشتری بپذیرد و برای مرحله بعد آماده شود. مسیر دیلمقانی در سانو نیز بر پایه همین رشد تدریجی و تجربهاندوزی شکل گرفته است.
مدیریت در بحران؛ از واقعبینی تا تغییر مسیر
صنعت ساختمان و مهندسی مشاور در سالهای اخیر با چالشهای متعددی روبهرو بوده است. کاهش پروژههای عمرانی، تغییر شرایط اقتصادی، عدم تناسب حقالزحمهها با تورم و دشواری جذب و حفظ نیروی متخصص، تنها بخشی از این چالشها هستند. در چنین شرایطی، مدیران نمیتوانند فقط به روشهای گذشته تکیه کنند. حفظ هویت سازمانی ضروری است، اما برای ادامه فعالیت باید با شرایط جدید نیز سازگار شد.
تفکر استراتژیک و شجاعت مدیریتی
محمد دیلمقانی در این اپیزود از نگاه واقعبینانه و شجاعانه به شرایط بازار صحبت میکند. مدیریت در بحران به معنای نادیده گرفتن مشکلات یا امیدوار بودن بدون برنامه نیست؛ بلکه به معنای شناخت دقیق وضعیت و انتخاب مسیر مناسب برای ادامه حرکت است.
یک مدیر در شرایط بحرانی باید بتواند:
- نقاط قوت سازمان را شناسایی کند.
- منابع محدود را روی فرصتهای مؤثر متمرکز کند.
- از تصمیمهای احساسی فاصله بگیرد.
- ریسکهای مسیرهای جدید را ارزیابی کند.
- در زمان مناسب، استراتژی سازمان را تغییر دهد.
- چرخش استراتژیک؛ ورود به حوزههای جدید
یکی از جهتگیریهای مطرحشده برای سانو، ورود جدیتر به حوزه طرح و ساخت یا EPC و فعالیتهای پیمانکاری در زمینه پایدارسازی گود و روش تاپداون است.
این تغییر مسیر را میتوان نمونهای از نوآوری و چرخش استراتژیک (Pivot) در کسبوکار دانست؛ به این معنا که سازمان ضمن حفظ توانمندی اصلی خود، بخشی از مدل فعالیتش را متناسب با نیاز بازار تغییر میدهد.
ورود به حوزههای جدید به معنای کنار گذاشتن تجربه گذشته نیست. برعکس، موفقیت در این مسیر زمانی امکانپذیر است که تجربه فنی و اعتبار قبلی سازمان با فرصتهای جدید ترکیب شود.

انتقال بیننسلی؛ حفظ میراث و پذیرش نوآوری
یکی از جذابترین موضوعات این اپیزود، حضور همزمان دو نسل از مدیران سانو است. بهمن حشمتی نماد تجربه، اصالت و سابقه طولانی در مهندسی سازه است و محمد دیلمقانی نماینده نسلی است که باید همین میراث را در شرایط اقتصادی و حرفهای متفاوت ادامه دهد.
انتقال بین نسلی مدیریت، فقط تحویل یک عنوان یا جایگاه سازمانی نیست. این فرایند، بازآفرینیِ فرهنگ سازمانی، ارزشهای اخلاقی و شبکه تجربیاتی است که باید به شریانهای نسل تازه تزریق شود.
چالشها و اصول انتقال قدرت بیننسلی در کسبوکارها
انتقال مدیریت از یک نسل به نسل دیگر ممکن است با چالشهایی همراه باشد:
- تفاوت در شیوه تصمیمگیری.
- تفاوت در نگاه به فناوری و روشهای کاری.
- نگرانی نسل قدیم از تغییر ارزشهای سازمان.
- نیاز نسل جدید به ایجاد استقلال مدیریتی.
- دشواری حفظ تعادل میان سنت و نوآوری.
اگر این فرایند بهدرستی مدیریت شود، نسل جدید میتواند بدون قطع ارتباط با گذشته، مسیرهای تازهای را برای سازمان ایجاد کند.
حفظ میراث همراه با نوآوری
حفظ میراث به معنای تکرار همه روشهای گذشته نیست. میراث واقعی یک شرکت، ارزشهایی چون کیفیت، مسئولیتپذیری، تجربه و اعتبار است، نه صرفاً تکرار روشهای اجرایی گذشته. در مورد سانو، میتوان گفت هدف اصلی انتقال بیننسلی، حفظ ستون فقرات فنی و اخلاق حرفهای شرکت، در کنار حرکت به سوی پروژهها و مدلهای کاری جدید است. این نگاه میتواند برای بسیاری از کسبوکارهای خانوادگی و باسابقه نیز آموزنده باشد. سازمانهایی که قصد دارند برای چند دهه آینده باقی بمانند، باید همزمان دو توانایی را در خود تقویت کنند: حفظ هویت و پذیرش تغییر.

انتقال یک میراث؛ چرا نسل تازه مهندسی باید این گفتگو را بشنود؟
این گفتگو برای مهندسان، دانشجویان عمران، مدیران پروژه و فعالان صنعت ساختمان، چند پیام مهم دارد:
اول اینکه موفقیت حرفهای یکشبه به دست نمیآید. مسیر حشمتی نشان میدهد تخصص واقعی حاصل سالها تمرکز، کار مداوم و پذیرش مسئولیت است.
دوم اینکه شروع از جایگاههای اجرایی و یادگیری در کنار افراد باتجربه، ارزش زیادی دارد. مسیر دیلمقانی نشان میدهد فعالیت از دوران دانشجویی و رشد مرحلهبهمرحله میتواند زمینهساز مدیریت موفق در آینده باشد.
سوم اینکه اخلاق حرفهای نباید قربانی فشارهای اقتصادی یا رقابتهای کوتاهمدت شود. ممکن است رعایت کیفیت در کوتاهمدت دشوارتر باشد، اما در بلندمدت مهمترین دارایی یک مهندس و شرکت مهندسی خواهد بود.
چهارم اینکه سازمانها برای ماندگاری باید تغییر کنند. حفظ گذشته بهتنهایی کافی نیست و نوآوری بدون ریشه نیز ممکن است هویت سازمان را از بین ببرد. مسیر درست، ترکیب تجربه با انعطافپذیری است.
سانو؛ پیوند اصالت و تحول
این اپیزود با حضور بهمن حشمتی و محمد دیلمقانی، روایت دو مسیر متفاوت اما مرتبط است. یک مسیر با بیش از نیم قرن تجربه، تمرکز، فداکاری و پایبندی به استانداردهای مهندسی شکل گرفته و مسیر دیگر با شروع زودهنگام، یادگیری تدریجی، مدیریت بحران و تلاش برای توسعه یک میراث چنددهساله ادامه پیدا کرده است.
این گفتگو نشان میدهد ماندگاری در صنعت ساختمان فقط به تعداد پروژهها یا قدمت یک شرکت وابسته نیست. آنچه یک مجموعه را ماندگار میکند، ترکیبی از تعهد، کیفیت، اخلاق حرفهای، انتقال تجربه، انعطافپذیری و توانایی سازگاری با آینده است.
از این منظر، این گفتگو صرفاً مروری بر گذشته یک شرکت باسابقه نیست؛ بلکه راهنمایی عملی است برای درک اینکه چگونه میتوان ریشههای اصیل دیروز را به نیازها و پویایی امروز پیوند زد.
دیدگاه شما