ساختن از هیچ؛ روایت امیرطه نوروزی از مسیر موفقیت

ساختن از هیچ؛ روایت امیرطه نوروزی از مسیر موفقیت تصویر شاخص پست "ساختن از هیچ؛ روایت امیرطه نوروزی از مسیر موفقیت"

پادکست 7

14 ژوئن 2026

4:20 دقیقه

در بین تصاویر کلیشه‌ای از افراد موفق و بمب اطلاعاتی که از صفحات اینستاگرام و سایر شبکه‌های اجتماعی بر سرمان ریخته؛ پادکست هفت داستان‌های واقعی افراد موفق را در صادقانه‌ترین شکل ممکن برایمان روایت می‌کند. در این بخش به روایت امیرطه نوروزی می‌پردازیم.

امیرطه نوروزی از کجا شروع کرد؟

امیرطه نوروزی در یک شهرستان کوچک به دنیا آمد. در کودکی از طریق نامه محرمانه مشاور مدرسه به مادرش متوجه شد ضریب هوشی بالایی ندارد. در بزرگسالی نیز طی سه ماه از 52 مصاحبه شغلی رد شد. امروز اما همه ما امیرطه نوروزی را از موفق‌ترین و معروف‌ترین افراد حوزه کاری خودش می‌شناسیم. اودر حال حاضر صاحب آموزشگاه پاراسیویل، دو شرکت بزرگ در ازگل و برخی پروژه‌های ساختمانی است.

امیرطه نوروزی در تاریخ 24/12/67 در دامغان به دنیا آمد. شهر کوچکی که به گفته‌ خود او، اگر تمام مردمش را در ورزشگاه آزادی جمع کنند باز هم پر نمی‌شود. او می‌گوید تنها 11 سال عمر خود را در تهران گذارنده و حتی هنوز هم بعضی خیابان‌های معروف تهران را درست نمی‌شناسد.

اگر دوست دارید از تجربه کارآفرینان دیگر هم استفاده کنید، می‌توانید این اثر را بخوانید: کتاب سختی کارهای سخت

کارآموزی، هر روز از 8:30 صبح

ابتدای کار تخصصی او از همان سال اول حضورش در دانشگاه صنعتی شاهرود شروع شد. او هر روز سر ساعت 8:30 در کارگاه هم‌اتاقی‌اش در شاهرود حاضر می‌شد و دوران کارآموزی‌اش را آنجا می‌گذارند. پس از آن، برای دوره ارشد به دانشگاه شهید رجایی تهران رفت. او پس از ترم اول در یک شرکت شروع به کار کرد و بعدها در چند شرکت دیگر هم مشغول به کار شد.

تجربه از دست دادن، نمی‌توانم به کسی بگویم!

امیرطه نوروزی با یک وضعیت تحصیلی خوب و حقوق 700 هزارتومن در ماه ازدواج کرد. ولی با گذشت تنها 3 ماه از ازدواجش از کار اخراج شد و یک شبه تمام اعتبار خود را از دست داد. او نمی‌توانست چنین موضوعی را با کسی حتی همسرش در میان بگذارد. بنابراین هر روز با کت و شلوار همراه همسرش از خانه خارج می‌شد و تظاهر می‌کرد در راه شرکت است.

این فرآیند 3 ماه به طول انجامید. امیرطه نوروزی در آن دوران از 52 مصاحبه شغلی رد شد و به زبان خودش 52 بار نه شنید. او مجبور بود برای گذران زندگی از وام ازدواجش استفاده کند.  شدت فشار عصبی او را چنان لاغر کرده بود که دوستانش به فکر فرستادنش به کمپ ترک اعتیاد افتاده بودند!

تجربه از دست دادن شغل - روایت امیرطه نوروزی در پادکست هفت

موفقیت، تعصب را کنار گذاشتم.

پس از سه ماه تلاش، امیرطه نوروزی توانست بالاخره مسیرش را جایی خارج از چهاچوب قبلی پیدا کند. او در بخش استخدام روزنامه همشهری یک آگهی با این عنوان زد: «تدریس رایگان نرم افزارهای عمران» همین عنوان تعداد زیادی تماس به تلفن او سرازیر کرد.

قضیه از این قرار بود: شما 5 جلسه آموزشی رایگان را بگذرانید و در صورت رضایت، شهریه کلاس‌های خصوصی را برگزار کنید. اگر راضی نبودید این 5 جلسه هزینه‌ای برای شما نخواهد داشت.

با این کار، در همان ابتدا 3 نفر جذب شدند. این تعداد در تنها 4 ماه به 11 نفر رسید که هر کدام حاضر به پرداخت 1 میلیون و 200 هزارتومن برای شرکت در کلاس‌ها بودند. همین تغییر رویه حقوق 700 هزارتومنی امیرطه نوروزی به 13 میلیون و 200 هزارتومن افزایش پیدا داد!

خواستم به دیگران کمک کنم، خودم نجات پیدا کردم.

البته امیرطه نوروزی پیش از همه این اتفاقات یک گروه تلگرام هم داشت که در آن آموزش‌های مرتبط با عمران را قرار می‌داد. به قول خودش آن گروه تبدیل به گوگلِ حوزه عمران شده بود و همه افراد پرسش‌های خود را در آنجا مطرح می‌کردند. البته او در آن دوره این کار را بدون نگاه درآمدی و صرفا جهت رفع برخی ابهامات حوزه کاری‌اش ساخته بود. با این وجود، بعدها در دوره بیکاری، همین گروه برای گرفتن پروژه و پیشرفت کاری‌ به او کمک کرد

با وجود پروژه‌هایی که توانسته بود از کانال تلگرام دریافت کند و ادامه تدریس نرم‌افزار، امیرطه نوروزی بالاخره توانست روی پای خودش بایستد. او با توجه به رونقی که در حرفه‌اش شکل گرفته بود به محل کار قبلی‌اش بازگشت و صندلی خودش را با پرداخت ماهی 300 هزارتومن اجاره کرد. او با این کار توانست برخی جلسات با کارفرمایان را در محلی مناسب برگزار کند والبته غرور از دست رفته‌اش را نیز برگرداند.

بعد از این، امیرطه نوروزی دفترهای مختلفی را به صورت مشارکتی اجاره کرد تا در آخر توانست اولین شرکت خودش را تاسیس کند. در حال حاضر او صاحب او دو دفتر200 متری در منطقه ازگل با 16 نفر نیروی کار ثابت، یک اموزشگاه، یک شرکت مشاوره و یک مجری ساختمان‌سازی است.

اگر برخاستن از شکست برای شما موضوع جذابی است، این روایت را هم بشنوید: اپیزود مهدی محمدی

ناامیدی رنج بی‌فلسفه است.

با وجود کسب تمام این موفقیت‌ها بحران جدید در سال 1400 برای امیرطه نوروزی به وجود آمد؛ افسردگی! او که حالا به تمام اهداف مالی‌اش رسیده بود نمی‌توانست دلیل دیگری برای ادامه دادن پیدا کند. نمی‌دانست پول‌هایش را چطور خرج کند و به طور کلی با زندگی‌اش چه کار کند.

او هنگام تعریف این وقایع از ویکتور فراکل جمله‌ای نقل کرد:«ناامیدی رنج بی‌فلسفه است.» به عبارت دیگر، زندگی پر از رنج است و اگر نتوانیم دلیلی و یا فلسفه‌ای برای این رنج‌ها پیدا کنیم؛ در زندان افسردگی و ناامیدی گرفتار خواهیم شد.

در همین راستا،امیرطه نوروزی رویاهایش را از صفر نوشت و یا به قول ویکتور فراکل تلاش کرد فلسفه‌ای برای زندگی‌اش پیدا کند. اما این دفعه یک شرکت، یک خانه و یا یک ماشین خوب راضی‌اش نمی‌کرد. رویاهایش خیلی بزرگ‌تر از این حرف‌ها بود. او برای گسترش کارش در خارج از ایران برنامه‌ریزی کرد و حتی به بعد از مرگش هم فکر کرد. پادکستی که از او می‌شنوید در راستای همان پروژه‌ پس از مرگ اوست.

اگر مفهومی مانند فلسفه زندگی ذهن شما را هم درگیر کرده، این اثر برای شماست: کتاب مرگ ایوان ایلیچ

دیدگاه شما

ارسال دیدگاه

بیشتر بخوانید

از منابع معتبر و بروز ما دیدن کنید!

مشاهده همه