1 - صدرا عزیزپور
«مهندس صدرا عزیزپور، کارشناس عمران (فارغالتحصیل دانشگاه آزاد) و اصالتاً اهل سردشت، فعالیت خود را از سال ۱۳۸۷ و با عشق به ساختوساز آغاز کرد. او اکنون به عنوان مجری پروژههای شاخص در تهران شناخته میشود و هماکنون هدایت پروژهای ۸۰۰۰ متری با روش پیشرفته «تاپدان» را در منطقه یک بر عهده دارد. مهندس عزیزپور با این باور که «یادگیری واقعی تنها با خاکی شدن در کارگاه ممکن است»، تجربیات ناب اجرایی خود را به صورت رایگان در فضای مجازی آموزش میدهد تا محدودیتهای مالی و جغرافیایی را برای مهندسان سراسر کشور از بین ببرد.»
این اپیزود، مروری بر مسیر پرفراز و نشیب مهندس صدرا عزیزپور، کارشناس عمران، سازنده پروژههای شاخص و اینفلوئنسر آموزشی در فضای مجازی است. در این گفتگو، او از انگیزههای عجیبش در ابتدای راه، چالشهای ناامیدکننده، و رسالت آموزشیاش در صنعت ساختمان میگوید.
۱. جرقه، تحصیل و تلنگر سرنوشتساز
شروع از خانه پدری: علاقه شدید او به ساختوساز از سال ۱۳۸۷ و در جریان بازسازی خانه پدریاش شکل گرفت. این دلبستگی به حدی بود که او را از درس خواندن باز داشت و با وجود کارنامهی قبلی خوب، در امتحانات مردود شد. او به جای درس، دوست داشت کارهای بنایی انجام دهد، حتی در مقابل خشم پدر معمارش.
بیزاری از عنوان: پس از اتمام مقطع کارشناسی عمران در دانشگاه آزاد، او از اینکه صرفاً با عنوان «مهندس» خطاب شود، امتناع میکرد و معتقد بود تا ساختمانی نسازد یا نظارت نکند، این اسم برازنده او نیست.
سقوط و تغییر مسیر: ناامیدی اولیه از یافتن کار مهندسی در شهرستان باعث شد برای تأمین مالی و مطالعه آزمون نظام مهندسی، به مدت سه سال یک مغازه پوشاکفروشی باز کند. تلنگر اصلی زندگی او زمانی زده شد که یکی از بستگان در جمع، شغل او را مثال درس نخواندن فرزندانش زد. همین جمله باعث شد عزیزپور تصمیم قاطعی بگیرد: مغازه را فروخت و ۲۰ میلیون تومان حاصل از آن را صرف آموزش تخصصی فشرده (نقشهبرداری، محاسبات و اجرا) در تهران کرد.
۲. فلسفه «خاکی شدن» و رشد شتابان
پافشاری در پایتخت: او تصمیم گرفت در تهران بماند و علیرغم مشکلات مالی و دوری از خانواده، برای یافتن کارآموزی بدون حقوق و مزایا تلاش کرد.
شناخت سریع استعداد: در اولین کارآموزی خود، تواناییهای عملی او به سرعت نمایان شد. حل یک مشکل فنی در دیوارها با یک ایده ساده، مدیر پروژه را وادار کرد تا ظرف دو روز او را از کارآموز به کمک سرپرست با حقوق ارتقا دهد.
سختکوشی بیامان: برای حدود هفت سال، او به معنای واقعی کلمه، اولین نفر در کارگاه و آخرین نفر خارج شده بود (از ۷ و نیم صبح تا پایان شب). او میگوید در آن سالها، آنقدر خاکی و گِلی میشد که گاهی با نگهبان کارگاه اشتباه گرفته میشد. انگیزهاش تنها یک چیز بود: راه برگشتی وجود نداشت (تصمیمی که با فروش مغازه گرفته بود).
پروژه شاخص کنونی: وی هماکنون مجری پروژهای مهم و چالشی در منطقه یک تهران با زیربنای تقریبی ۸۰۰۰ متر است که از روشهای نوین ساختوساز مانند Top-Down (ساخت از بالا به پایین) بهره میبرد و در آن با متخصصان تراز اول ایران (مانند دکتر میرقادری در سازه و آقای علیدوست در معماری) همکاری میکند.
۳. رسالت آموزشی و دیدگاههای حرفهای
آرشیو شخصی که عمومی شد: او ابتدا پیج اینستاگرام خود را صرفاً برای آرشیو کردن آموختهها ساخت، اما با افزایش مخاطبان، رسالت خود را بر آموزش رایگان نکات اجرایی قرار داد تا چالشهای مربوط به هزینههای سنگین آموزش یا دشواری سفر به تهران برای یادگیری را برای مهندسان دیگر از بین ببرد.
اهمیت تجربه میدانی: او معتقد است تفاوت مهندسی تئوری و عملی، مانند تفاوت درست کردن «نیمرو» و «قورمه سبزی» است. برای پخته شدن در عمران، مهندس باید حتماً «وارد گِل شود و خاکی بیرون بیاید».
مشورتگیری از همه: از اصول کلیدی او در کار، مشورت گرفتن از تمام افراد در کارگاه است، حتی نگهبان؛ و مثال میزند که یک بار نگهبان با استفاده از آینه، در بتنریزی ستونها به او کمک کرد.
نوشتن و هدفگذاری: عزیزپور بر اهمیت نوشتن اهداف شخصی و حرفهای به صورت منطقی (کوتاهمدت و بلندمدت) تأکید دارد، زیرا ذهن فراموشکار است و باید همیشه مسیر را کنترل کرد.
آینده و خانواده: چشمانداز او برای ۱۰ سال آینده، ایجاد یک مجموعه متخصص ساختمان برای تربیت جوانان علاقهمند و اجرای پروژههای ماندگار است، نه صرفاً پروژههای متعدد. خستگی کاریاش نیز اکنون با بازی کردن با فرزند ۹ ماههاش (آلیان) برطرف میشود.