1 - رامین کرمی
اپیزود اول:گفت و گو با رامین کرمی
شناخت مسیر حرفهای افرادی که بدون رانت و از کف کارگاهها آغاز کرده و به بالاترین سطوح تصمیمگیری رسیدهاند، همواره یکی از جذابترین بخشهای پادکستهای تخصصی است. رامین کرمی، مهمان این اپیزود، نمونهای بارز از همین مسیر است؛ مهندسی که تجربه زیسته او ترکیبی از کار اجرایی آچاربهدست، مدیریت در بدنه دولت، ریاست بر یکی از بزرگترین سازمانهای تخصصی کشور و فعالیت در بخش خصوصی است.
رامین کرمی متولد خردادماه ۱۳۵۷ در محله ونک تهران است و تحصیلات دوران مدرسه خود را در دبیرستان تاریخی رازی به پایان رساند. او در سال ۱۳۷۵ مسیر متفاوتی را آغاز کرد و در آخرین دوره خلبانی هواپیماهای مسافربری دانشگاه پلیتکنیک پذیرفته شد. اما باطل شدن معافیت تحصیلی و ضرورت تعیین تکلیف وضعیت نظاموظیفه، او را مجبور کرد تا رشته مهندسی مکانیک را به عنوان مسیر جایگزین خود انتخاب کند. این تغییر اجباری نه تنها مانع او نشد، بلکه نقطه شروع علاقهای عمیق به مهندسی مکانیک و تبدیل انرژی بود؛ تا جایی که پس از اتمام دوره کارشناسی، تحصیلات خود را در مقطع فوقلیسانس در دانشگاه تربیت مدرس و مقطع دکتری تخصصی مهندسی مکانیک (گرایش تبدیل انرژی) با معدل ممتاز به پایان رساند.
کرمی ورود خود به بازار کار را مدیون پشتکار و پیگیری بیوقفهاش میداند. او در سالهای ۷۹-۸۰ و در اواخر دوران کارشناسی، برای ورود به دوره کارآموزی، یک ماه تمام هر روز صبح دم درِ خانه مهندس علی سعادت (از مهندسان زبده و طراحان شرکت ماهر) منتظر میماند تا بتواند همراه او به پروژههای ساختمانی بزرگ تهران برود. این اصرار در نهایت به فرصتی استثنایی تبدیل شد و او توانست در عرض چند ماه کار در کنار یکی از بهترین ناظران و طراحان کشور، تجربهای معادل چندین سال کار حرفهای کسب کند.
این روحیه یادگیری حتی در دوران سربازی نیز همراه او بود. کرمی در دوران خدمت در نیروی زمینی ارتش، مسئولیت نگهداری و مدیریت موتورخانه و استخر فلاحی (مخصوص امرای ارتش) را بر عهده گرفت. او با بررسی شبانهروزی تجهیزات، تعویض سیلهای مکانیکی پمپها و مدیریت فیزیکی آب استخر، اصول کار اجرایی و تعمیرات تأسیسات را از نزدیک لمس کرد. او از فرصتهای خالی این دوران نیز نهایت استفاده را برد؛ به طوری که در حین انجام کارهای سنگین موتورخانه، رتبه ۱۲۳ کنکور کارشناسی ارشد دانشگاه تربیت مدرس را کسب نمود.
در سال ۱۳۸۶، رامین کرمی از طریق طرح جذب استعدادهای درخشان و نخبگان وارد بدنه وزارت نفت شد و کار خود را در پژوهشگاه صنعت نفت آغاز کرد. او به سرعت مسیر رشد را طی کرد و به عنوان مدیر گروه انرژی این مجموعه برگزیده شد. در این دوره، وی مدیریت و اجرای چندین پروژه ملی ممیزی انرژی و بهینهسازی فرآیندها را در پالایشگاههای بزرگی نظیر تبریز، اصفهان و خارک بر عهده داشت.
با این حال، در سال ۱۳۹۲ زمانی که دید پروژههای علمی و بهینهسازی انرژی به دلیل تمرکز صرف وزرا و دولتمردان بر افزایش «تولید» به مرحله اجرا نمیرسند و به بایگانی سپرده میشوند، دچار سرخوردگی شد. او معتقد بود که انرژی ارزانقیمت در ایران در آینده به پاشنه آشیل کشور تبدیل خواهد شد. به همین دلیل و برای اختصاص زمان بیشتر به خانواده و مراقبت از پدر بیمارش، در سال ۱۳۹۲ درخواست مرخصی بدون حقوق داد و سرانجام در سال ۱۳۹۸ به طور کامل از بدنه دولتی خارج شد تا ایده و تخصص خود را در بخش خصوصی پیاده کند.
کرمی با ورود به بخش خصوصی، استفاده از تکنولوژیهای نوین تأسیساتی مانند بویلرهای چگالشی، سیستمهای مولتیوی (VRF) و پمپهای دور متغیر را در پروژههای بزرگ آغاز کرد. او به عنوان یک چهره شاخص فنی و مدیریتی، مسئولیتهای کلیدی متعددی را در شرکتهای سرمایهگذاری و ساختمانی بزرگ بر عهده گرفت؛ از جمله فعالیت به عنوان مدیرعامل و عضو هیئتمدیره شرکت فراب (شرکت ساختمانی جاویدانسازان فراب) که یکی از هولدینگهای معتبر این حوزه به شمار میرود.
علاقه او به اصلاح ساختارهای صنفی، او را به سمت سازمان نظام مهندسی ساختمان استان تهران کشاند. او از سال ۱۳۹۳ وارد گروههای تخصصی شد، در دورههای هفتم و هشتم به عنوان عضو هیئتمدیره و بازرس فعالیت کرد و سرانجام در سالهای ۱۴۰۰-۱۴۰۱ ریاست این سازمان عریض و طویل را بر عهده گرفت. کرمی مدیریت این سازمان را به دلیل مواجهه با تضاد منافع شدید و ناترازی مالی مهندسان، کاری بسیار دشوار توصیف میکند. او با ارائه آماری تکاندهنده نشان میدهد که چگونه از سال ۱۳۹۲ تا ۱۴۰۳، حجم صدور پروانههای ساختمانی در تهران از ۳۶ میلیون مترمربع به حدود ۶ میلیون مترمربع کاهش یافته، در حالی که تعداد مهندسان از ۱۶ هزار نفر به بیش از ۹۰ هزار نفر رسیده است؛ معادلهای ناتراز که مدیریت این نهاد را عملاً به امری طاقتفرسا تبدیل کرده است.
کرمی بزرگترین چالش پیشروی ایران در سالهای آینده را بحران انرژی میداند و معتقد است این ناترازی مستقیماً صنایع مادر و اقتصاد کشور را تهدید میکند. او بازار کار ۵ تا ۱۰ سال آینده مهندسی را متعلق به حوزههای بهینهسازی انرژی (Retrofitting)، سیستمهای کنترل هوشمند، انرژیهای تجدیدپذیر (سولار) و عایقکاریهای نوین ساختمانی میداند و به مهندسان جوان توصیه میکند به جای روشهای سنتی، تخصص خود را در این زمینهها ارتقا دهند.
در نهایت، او با وجود تمام چالشهای اقتصادی، به شدت با مهاجرت بیبرنامه مخالف است و بر حفظ هویت ایرانی تأکید دارد. او بر این باور است که مشکلات و بحرانها گذرا هستند و هر فرد با ماندن، تلاش کردن، تقویت شبکههای ارتباطی سالم و انجام وظیفه تخصصی خود به بهترین شکل، میتواند نقشی مؤثر در بهبود شرایط کشور ایفا کند.