3 - دکتر حسن شیخ الاسلامی
دکتر شیخالاسلامی، مهمان گرامی این اپیزود، مسیر حرفهای خود را در صنعت ساختمان و حوزههای شهری طی کرده و دههها تجربه اجرایی و آموزشی را در کارنامه دارد. او دوران نوجوانی پرجنبوجوش خود را در محله جمهوری تهران و دبیرستان تاریخی البرز پشت سر گذاشت و با ورود به دانشگاه، بر اساس علاقه رشته مهندسی عمران را انتخاب کرد. دکتر شیخالاسلامی فعالیت حرفهای خود را از پایه و به عنوان کارمند جزء در شهرداری آغاز کرد و با تلاش مستمر، پلههای ترقی را طی کرد تا به ریاست اولین دفتر خدمات الکترونیک تهران رسید و سالها در بخشهای شهرسازی و معماری نواحی مختلف مدیریت کرد. او که در مسیر شغلیاش چندین پست دولتی را تجربه کرده، هرگاه احساس میکرد از فضایی لذت نمیبرد، با شجاعت آن را ترک میکرد. وی با وجود موفقیتهای چشمگیر، طعم شکست را نیز چشیده است و با تأکید بر اینکه «راز موفقیت در شکست خوردن است»، این تجربیات را نقطه عطفی میداند و معتقد است برای رسیدن به موفقیتهای بزرگ باید آماده از دست دادن و عبور از سختیها بود. پس از سالها تدریس رسمی در دانشگاهها که از سال ۱۳۸۸ آغاز شده بود، نقطه عطف دیگری در مسیر حرفهای او همزمان با دوران کرونا رقم خورد؛ زمانی که به پیشنهاد یکی از دانشجویانش وارد اینستاگرام شد تا بستر آموزشهای خود را از کلاسهای چند ده نفره به مخاطبان چند هزار نفری گسترش دهد. اکنون، او علاوه بر حضور در حوزه ساختوساز، به عنوان یک مدرس و مشاور تخصصی پروژههای ساختمانی فعالیت میکند و با تکیه بر اصالت و حفظ «خود واقعی»، به چهرهای معتبر در زمینه پرسونال برندینگِ این صنعت تبدیل شده است.
این اپیزود به بررسی سیر تحول حرفهای دکتر حسن شیخالاسلامی از یک کارمند جزء در شهرداری تا رئیس اولین دفتر خدمات الکترونیک تهران، استاد دانشگاه و فعال در حوزه آموزش و مشاوره صنعت ساختمان اختصاص دارد. بخش مهمی از گفتگو بر اهمیت برندسازی شخصی متمرکز است، جایی که تأکید میشود معتبرترین برند باید بر پایه اصالت و «خود واقعی» بودن بنا شود و از رفتارهای نمایشی یا جذب غیرواقعی مخاطب (مانند خرید فالوور) پرهیز کرد. دکتر شیخالاسلامی ساخت برند شخصی را یک مسیر «استپبایاستپ» (گامبهگام) میداند که یکشبه حاصل نمیشود و نیازمند تمرکز بر نقاط قوت شخصی و حضور فعال و مستمر در کارگاهها، همایشها و شبکهسازی است.
ایشان با اشاره به شکاف عمیق میان دانشگاه و بازار کار، تأکید میکند که دانشجویانِ متکی به آموزشهای صرفاً آکادمیک عملاً برای ورود به بازار بیسوادند و اکیداً توصیه میکند که از ترم چهارم دانشگاه وارد تجربه میدانی و کارآموزی شوند تا کار را از نزدیک لمس کنند. او همچنین معتقد است که «راز موفقیت در شکست خوردن است» و هشدار میدهد که تا انسان طعم شکست را نچشد و در این مسیر چیزی را از دست ندهد، نمیتواند گامهای بعدی موفقیت را بردارد.
در نهایت، او ارکان موفقیت را بر پایه سه اصل «خدا، خود و خانواده» استوار میداند و به شنوندگان توصیه میکند که چون دنیای آینده، دنیای ارتباطات است، همواره در زندگی «پیِ دلشان بروند» و به جای تمرکز صرف بر رسیدن به مقصد، از لحظهلحظهی طول مسیر و زندگی خود لذت ببرند.