کتاب سه شنبه ها با موری
«آنچه سزاوار ترس است مرگ نیست؛ بلکه زندگی نکردن است.»
-مارکوس اورلیوس
درباره کتاب
تصور کنید مرگ شما نزدیک است. تنها یک ماه از زندگی شما باقی مانده است. چطور با آن روبهرو میشوید؟
آیا میتوانید مثل گذشته به زندگی نگاه کنید و عادت های قبلی را پیش بگیرید؟ و یا در یک ناامیدی بیپایان فرو میروید و متنظر میمانید تا مرگ شما را فرابخواند؟
موری شوارتز شخصیت اصلی کتاب سه شنبه ها با موری هم، در موقعیتی نزدیک به مرگ قرار میگیرد. اما نگاه او به این مسئله شما را حیرتزده خواهد کرد. چنان که میچ در بارهی موری مینویسد:«گرچه او هم مانند همهی ما محو و نابود شدن را نمیخواست، اما از مردن هم احساس شرمندگی نمیکرد، بلکه مرگ پروژهی پایانی او بود.»
خلاصه ای از داستان
داستان کتاب سه شنبه ها با موری از جایی شروع میشود که میچ آلبوم، سالها پس از پایان دانشگاه،استاد قدیمی خود موری شوارتز را در یک برنامه تلویزیونی میبیند. او متوجه میشود که بیماری ALS گریبان گیر استاد قدیمیاش شده است و تصمیم میگیرد سری به او به بزند. این دیدارِ دوباره، آغاز ملاقاتهایی هفتگیِ آنها در روزهای سه شنبه میشود. میچ فردی به ظاهر موفق اما از درون احساس افسردگی و ناامیدی میکند.او هر هفته در جستجو معنای زندگی به خانه استادش میرفت و با او گفتوگو میکرد؛ گفتوگوهایی از به دست آوردنها و عوض شدن معناها در زندگی تا ترس از دست دادن و درنهایت مرگ. در حالی که جسم موری هر روز ضعیفتر میشد، نگاه او هم به زندگی روشنتر و عمیقتر میگشت. دست آخر همین گفتوگوها کمکم نگاه میچ را نسبت به زندگی و ارزشهای واقعی آن را تغییر داد.
درباره نویسنده
میچ آلبوم نویسنده، روزنامهنگار و موسیقیدان آمریکایی است. او آثارش را در قالب حوزه زندگی، معنویت و روابط انسانی مینویسد. او شاگرد موری شوارتز، استاد جامعهشناسی بود و کتاب سهشنبهها با موری را بر اساس تجربه شخصی و دیدارهایش با استادش نوشت. سبک میچ آلبوم ساده، صمیمی و قابل فهم است و تلاش میکند پیامهای عمیق زندگی را به شیوهای گرم و تاثیرگذار به خواننده منتقل کند.

میچ آلبوم و موری شوارترز
چرا باید این کتاب را بخوانیم؟
نقطهی قوت کتاب سهشنبهها با موری، پرداختن به پیچیدهترین مسائل انسانی با زبانی ساده است. این ویژگی باعث میشود هر خوانندهای با هر سلیقهای مجذوب داستان شود.
میچ آلبوم داستان را طوری نوشته که گویی ما هم کنار بستر موری هستیم و با او گفتوگو میکنیم. لحن شیرین و سخنان نغز او ما را هم مانند میچ پای حرفهای موری میخکوب میکند و به ما ادامه دادن در تاریکترین لحظات را میآموزد.
اقتباسها
هنرمندان تاکنون بارها از این کتاب اقتباس کرده اند و هم در تلویزیون و هم روی صحنهی تئاتر جان تازهای گرفته است. شاخصترین اقتباس آن فیلم تلویزیونی «سه شنبه ها با موری» بود که در سال ۱۹۹۹ اکران شد.
فیلمنامه ی این اثر را توماس ریکمن نوشته و میک جکسون آن را کارگردانی کرده است. در این فیلم، جک لمون، بازیگر سرشناس و محبوب آمریکایی، یکی از نقشهای اصلی را ایفا به صحنه آورده است.
جمعبندی
سهشنبهها با موری فقط روایت یک استاد بیمار و شاگرد قدیمیاش نیست بلکه یادآوری آرام اما عمیقی است از این که فرصت زندگی محدود و شکننده است. موری در حالی که هر روز بخشی از جسم خود را از دست میدهد، به ما نشان میدهد که میتوان حتی در سایهی مرگ هم انسانیتر، عاشقتر و آگاهتر بود. این کتاب کمکمان میکند مکث کنیم و از خود بپرسیم واقعاً چه چیزی در زندگی مهم است تا بتوانیم قبل از این که دیر شود، به جای صرفاً زنده بودن، «زندگی کردن» را انتخاب کنیم.
دیدگاه شما