کتاب مرگ ایوان ایلیچ
«در انظار مردم، در راه اعتبار و عزت بالا میرفتم و زندگی با همان شتاب از زیر پایم میگذشت و از من دور میشد… تا امروز که مرگ بر درم میکوبد.»
-تولستوی، مرگ ایوان ایلیچ
درباره کتاب
کتاب مرگ ایوان ایلیچ (The Death of Ivan Ilyich) داستان کوتاهی است که توسط نویسنده مشهور روسی لئو تولستوی نوشته شدهاست. این داستان به ما نشان میدهد چطور اموری مانند شغل و موقعیت اجتماعی که تمام عمر برایشان دست و پا میزدیم در بستر مرگ کاملا پوچ و تهی از معنا میشوند. تولستوی در تلاش است جایگزینی برای معنا دادن به زندگی پیدا کند. چنان که در روایت او خواهیم دید، این جایگزین ایمان و زندگی اخلاقی است.
خلاصه ای از داستان
ایوان ایلیچ مردی موفق محسوب میشد. او تمام عمر را صرف ارتقای شغلی و حفظ ظاهر اجتماعی کرده بود و از آنچه داشت راضی بود تا اینکه یک روز،طی یک حادثه ای دچار آسیبی جزئی میشود. این آسیب بهتدریج به بیماریای منتهی به مرگ تبدیل میشود.
با پیشرفت بیماری، ایوان بهتدریج دریافت که هیچکدام از اطرافیان و معتمدینش نگرانی و یا دلسوزیای نسبت به او ندارند و او در این نبرد تن به تن با مرگ تنهاست. در این میان تنها گراسیم، دهقان ساده از او پرستاری میکند و با مهربانی کنارش میماند.
همه اینها باعث شد ایوان در بستر مرگ با پرسشهای بنیادینی روبهرو شود: آیا درست زیستهام؟ آیا زندگیام معنایی داشته؟
او میپرسید: «ولی آخر اینهمه رنج برای چیست؟» و ندا جواب میداد: «دلیلی نیست! برای هیچ!» و همین.
درباره نویسنده
لئو تولستوی نویسنده و فعال اجتماعی-سیاسی روسی است که از طلایهداران ادبیات جهان نیز به شمار میرود. کتابهای تولستوی هنوز پس از یک قرن و نیم جذابیت خود را حفط کرده و آثار او همچنان از معروفترین و پرخوانندهترین نوشتههای امروز است. یکی از دلایل گیرایی داستانهای او عدم جدایی آنها از شرایط شخصی و اجتماعی زندگی اوست. تولستوی به دغدغههای اصلی بشر میپردازد و بحرانهای روحیای که خود او از سر گذارنده در داستانهایش نمودارند.

لئو تولستوی نویسنده کتاب ایوان ایلیچ
چرا باید این کتاب را بخوانیم؟
تولستوی در این کتاب طی یک سفرِ شاید بتوان گفت عرفانی، ما را با مسائل عمیقی درباره مرگ و زندگی مواجه میکند و تلاش میکند پاسخی برای این دغدغهها دست و پا کند.جمله ای معروف است که میگوید: انسان تنها موجودی است که میمیرد و میداند که میمیرد. این آگاهیِ ما از وجودِ مرگ، سوالات مهمی درباره رغیب آن، یعنی زندگی را پیش میکشد. اگر دست آخر همه مقصد همه ما مرگ است، پس زندگی چه معنایی میتواند داشته باشد؟ اگر اهل پرسیدن سوالات مهمی از این قبیل هستید، بهتر است در این کتاب با تولستوی همراه شوید.
اقتباس
تا امروز هنرمندان زیادی از کتاب مرگ ایوان ایلیچ اقتباس کردهاند. اقتباساتی از جمله فیلم زیستن (۱۹۵۲) به کارگردانی آکیرا کوروساوا؛ یک مرگ ساده (۱۹۸۵) به کارگردانی الکساندر کایدانوفسکی؛ فیلم زندگی (۲۰۲۲) به کارگردانی الیور هرمانوس؛ مرگ ایوان ایلیچ (۲۰۲۴) به کارگردانی دیوید سیمور. اپرای مرگ ایوان ایلیچ با عنوان کامل A Full-Length Chamber Opera in One Act (2021) ساختهی جان یانگ نیز بر اساس همین داستان به نمایش درآمده است.
جمعبندی
کتاب «مرگ ایوان ایلیچ» نوشتهی لئو تولستوی، روایتی از زندگی یک کارمند دادگستری است که مانند خیلی از ما تمام همّ و غمش در داشتن یک شغل خوب و موقعیت اجتماعی مناسب خلاصه میشود. اما حین درگیری با یک بیماری لاعلاج بالاخره در مییابد در حضور مرگ، همه چیزهای دیگر بلاموضوع میشوند. تولستوی با نگاهی بیپرده و واقعگرایانه نشان میدهد که خانواده، دوستان و همکاران در مواجهه با مرگ، اغلب بیتفاوت یا فراریاند و تنها عشق حقیقی، زندگی اخلاقی و ایمان است که میتواند رنج بیپایان بشر را قابل تحمل کند. این کتاب پرسشهای عمیقی دربارهی معنای زندگی، تنهایی انسان در برابر مرگ، و ارزشهای حقیقی پیش روی خواننده میگذارد و او را به تأملی عمیق در زندگی خویش فرا میخواند. اگر آمادگی مواجهه با این مسائل را دارید، این کتاب انتخابی بینظیر برای شما خواهد بود.
دیدگاه شما